لغت نامه دهخدا
رضاقلی قشلاقی. [ رِ ق ُ ق ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل. سکنه 576 تن. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات و حبوب. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
رضاقلی قشلاقی. [ رِ ق ُ ق ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل. سکنه 576 تن. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات و حبوب. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
ده از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن گوهر معظمه و سلطان مکرّم، شاه دین پناه سلطان حسین… و فرزند ارشد صاحبقران تاجدار (نادر) رضاقلی میرزا…
💡 رضاقلی خان اقتدارالدوله (درگذشته اردیبهشت ۱۳۱۳) که نام خانوادگی باستانی برگزید، نماینده تبریز در مجلس شورای ملی بود.
💡 پیمان شکسته یار و، شده دهر نابکار پیوند در گسسته حبیبت رضاقلی
💡 دهستان رضاقلی قشلاق یا دهستان یورتچی شمالی نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان نیر، استان اردبیل در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۲۲ نفر (۵۹۰ خانوار) بودهاست.
💡 مورخان معاصر همگی شخصیت و تواناییهای رضاقلی را مثبت ارزیابی میکنند؛ بنابراین، طبق گمانهزنیها، او میتوانست فرمانروایی شایسته برای مردمش شود و ارتش پدرش را با دانش بازرگانی و سرمایهگذاری خود ترکیب کند تا دستگاه اداری سودمندانهتری به وجود آورد.