لغت نامه دهخدا
رصدنامه. [ رَ ص َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کتابی که نتایج رصدگیری را در آن بنویسند:
آنکه رصدنامه اختر گرفت
حکم ز تقویم کهن برگرفت.نظامی.کنون کز یقین گفت باید سخن
رها کن رصدنامه های کهن.نظامی.
رصدنامه. [ رَ ص َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کتابی که نتایج رصدگیری را در آن بنویسند:
آنکه رصدنامه اختر گرفت
حکم ز تقویم کهن برگرفت.نظامی.کنون کز یقین گفت باید سخن
رها کن رصدنامه های کهن.نظامی.
کتابی که نتایج رصد گیری را در آن بنویسند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهادند بر نامه بر مهر شاه چو برزد سر از برج خرچنگ ماه
💡 بخش اول: از مدينه تا مكه: نامه حسين بن على (ع ) در پاسخ نامه هاى مردمكوفه
💡 چو از ره اندر آمد نامه آن روز شهنشه نیز باز آمد دگر روز
💡 چو آمد به وی نامه ی سرفراز بخواند و ز پاسخ فروماند باز
💡 برون پرده ی وصل تو مانده ایم دایم ز بخت تیره، چو بر پشت نامه نقش رنگین
💡 بدین نامه سر تا به سر پند تست به کار آری ار بخت پیوند تست