رساله لب اللباب فی سیر و سلوک اولی الالباب

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، ترجمه «رساله لُبّ اللّباب در سیر و سلوک اولی الألباب» نوشته آیت الله سید محمدحسین حسینی طهرانی (1345- 1416ق) است که از زبان فارسی به عربی ترجمه شده است. متأسفانه نام مترجم مشخص نیست. این اثر مطالب اوّلین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی علامه سیّد محمّدحسین طباطبایی (تبریز 1282- 1360ش. قم) است که در سالهای 1368- 1369ق در حوزه مقدّسه علمیّه قم برای طلّاب علوم اسلامی بیان شده و همراه با اضافاتی به رشته تحریر درآمده است.
درباره این ترجمه چند نکته گفتنی است:
2- رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب، سید محمدحسین حسینی طهرانی، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، چاپ سیزدهم، 1426ق.
3- رساله لب اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه سید محمدحسین طباطبایی، سید محمدحسین حسینی طهرانی، به کوشش سید هادی خسروشاهی، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول، 1389ش.
مطالعه کتاب رسالة لب اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور

جمله سازی با رساله لب اللباب فی سیر و سلوک اولی الالباب

💡 در (ذخيرة الالباب ) گفته است كه: اين اسم آن جناب است در كتاب (مارياقين ). وعبارت (ذخيره ) اين است: وفى كتاب مارياقين، زند افريس. پس،احتمال مى رود كه اصل اسم، همان افريس باشد و مراد از زند، همان كتاب منسوب بهزردشت يا صحف حضرت ابراهيم عليه السلام يا فصلى از آن باشد. واللّهالعالم

💡 نكته ديگرى كه آيات فوق به ما آموخت، تاكيد بر توحيد به عنوان آخرين سخن وتذكر به (اولوا الالباب ) به عنوان آخرين يادآورى است.

💡 سوره (ابراهيم ) همانگونه كه ديديم از بيان نقش حساس قرآن در خارج ساختن ازظلمات جهل و شرك به نور علم و توحيد، آغاز شد، و با بيان نقش قرآن در انذار همه تودهها و تعليم توحيد و تذكر اولوا الالباب پايان مى گيرد.

💡 (آنها كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندان و صاحبان مغز و عقلند) (اولئكالذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب ).

💡 البته همانگونه كه در تفسير آيات فوق گفتيم جمله و يدرئون بالحسنة ممكن است اشارهبه يك فضيلت اخلاقى مهم ديگر باشد و آن اينكه اولوا الالباب، بدى ديگران را بابدى پاسخ نمى دهند، و بجاى انتقام، گرفتن، نيكى مى كنند، تا طرف، خود شرمنده وشرمسار گردد و به سوى پاكى باز گردد و خويش را اصلاح كند.

💡 قابل توجه اين كه در اين جمله مى فرمايد: به هر كس دانش و حكمت داده شد خير و بركتفراوان داده شده است نه (خير مطلق ) زيرا خير و سعادت مطلق تنها در دانش نيستبلكه دانش تنها يكى از عوامل مهم آن است و در پايان آيه مى فرمايد: (تنها خردمندانمتذكر مى شوند) (و ما يذكر الا اولوا الالباب ).