رزم برانگیختن
مترادفها
آغاز کردن جنگ
متضادها
آرام کردن، فرو نشاندن
لغت نامه دهخدا
رزم برانگیختن. [ رَ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جنگ برپا کردن. جنگ برانگیختن:
برانگیخت رزمی چو بارنده میغ
تگرگش ز پیکان و باران ز تیغ.نظامی.
فرهنگ فارسی
جنگ بر پا کردن جنگ برانگیختن
جمله سازی با رزم برانگیختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از توصیف شاردن از گودال لطفی اصفهان چنین برمی آید که کبوتر دزدی و برانگیختن وسایلی برای جلب و ربودن کبوتر دیگران، در عهدی که شاردن از ایران بازدید کرده، سخت معمول بوده و گاه به اعتراض زیان دیدگان منتهی میگردیدهاست.
💡 در سال ۱۹۶۱، فرانک دریک، ستارهشناس و اخترفیزیکدان، معادلهٔ دریک را بهعنوان راهی برای برانگیختن گفتگوی علمی در جلسهای دربارهٔ جستجوی هوش فرازمینی (SETI) ابداع کرد. معادلهٔ دریک یک استدلال احتمالی است که برای تخمین تعداد تمدنهای فعال و ارتباطگیرندهٔ فرازمینی در کهکشان راه شیری استفاده میشود. معادلهٔ دریک چنین است:
💡 دولت کانادا موافقت کرد به این افراد گذرنامه کانادایی بدهد. این شش نفر با تظاهر به اینکه اعضای یک گروه کانادایی تهیه فیلم هستند و برای بررسی محل فیلمبرداری یک فیلم علمی-تخیلی به ایران آمدهاند توانستند در روز ٢٨ ژانویه بدون برانگیختن سوء ظن ماموران امنیتی، در فرودگاه مهرآباد سوار هواپیمایی به مقصد زوریخ در سوئیس شوند و از آنجا به کشورشان عزیمت کنند.
💡 یکی دیگر از دلایل بالقوّهٔ تداوم آیینهای سحر و جادو، این است که آنها برای برانگیختن مردم به جهت تبعیّت از خود، نخست به ایجاد احساس ناامنی دامن میزنند و سپس خود را به عنوان راه پیشگیری از خطر ارائه میکنند.