لغت نامه دهخدا
ربع سیدی. [ رُ ع ِ س َی ْ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از بخش دزفول شهرستان دزفول. سکنه آن 100 تن از عشایر بختیاری. آب آن از رودخانه دز. محصولات آن غلات و برنج و کنجد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ربع سیدی. [ رُ ع ِ س َی ْ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از بخش دزفول شهرستان دزفول. سکنه آن 100 تن از عشایر بختیاری. آب آن از رودخانه دز. محصولات آن غلات و برنج و کنجد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده از بخش دزفول شهرستان دزفول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر آن دلی که ترا سیدی بدان نظرست خطر گرفت اگرچهحقّیر و بیخطرست
💡 هر آن دلی که ترا، سیدی بدان نظرست خطر گرفت اگرچه حقیر و بیخطرست
💡 مرا به نیستی ای سیدی چه طعنه زنی چو هست دانشم ار زر و سیم نیست رواست
💡 تنزاره (به عربی: تنزارة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سیدی بلعباس واقع شدهاست.
💡 گر کسی گوید که همتای تو دیدم سیدی هم ترا دیده بود وان دیده دارد احولی
💡 سیدی حسین (به عربی: سیدی حسین) یک منطقهٔ مسکونی در تونس است که در استان تونس واقع شدهاست.