فرهنگستان زبان و ادب
رأی گریزی
{voter apathy} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] بی علاقگی مردم به رأی دادن در انتخابات
رأی گریزی
{voter apathy} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] بی علاقگی مردم به رأی دادن در انتخابات
💡 ز کمند عشق هرگز نبود مرا گریزی چهکنم ز حلقهٔ خم به خم تو ناگزیرم
💡 هماره عشق و بلا را، گریزی از هم نیست بلا و عشق به هم توامند در همه حال
💡 از سوی دیگر، گریزی کوتاه و زندگینامهای در کتاب پنجم احتمالاً دیرتر و در حدود ۳۷۰ پ.م. نوشته شدهاست،
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به مخمصه، راه گریزی ندارم و در جبهه غرب خبری نیست اشاره کرد.
💡 به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری
💡 من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی