لغت نامه دهخدا
رأی تراش. [ رَءْی ْ ت َ ] ( نف مرکب ) مخفف رأی تراشنده. رأی ساز. در اصطلاح انتخابات، کسی را گویند که با نظر خصوصی و اعمال نفوذ بنفع یک یا چند تن نامزد انتخابات از هر راه ممکن رأی دست و پا کند.
رأی تراش. [ رَءْی ْ ت َ ] ( نف مرکب ) مخفف رأی تراشنده. رأی ساز. در اصطلاح انتخابات، کسی را گویند که با نظر خصوصی و اعمال نفوذ بنفع یک یا چند تن نامزد انتخابات از هر راه ممکن رأی دست و پا کند.
مخفف رای تراشنده. رای ساز در اصطلاح انتخابات کسی را گویند که با نظر خصوصی و اعمال نفوذ به نفع یک یا چند تن نامزد انتخابات از هر راه ممکن رای دست و پا کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لفظ و معنی گیر خواهی ظاهر و باطن تراش رشتهای جز شمع در پیراهن فانوس نیست
💡 شرکت اکوما در سال ۱۸۹۸ راهاندازی شد و دارای بازار جهانی ماشین ابزار سیانسی مانند ماشین تراش و ماشین فرز میباشد.
💡 قبل از پرزسوزی پارچه را برس زده و تراش میکنند که در این عمل الیاف سطحی پارچه در یک ارتفاع معین کوتاه میشود.
💡 ما را چه اختیار بود جرم تیشه چیست گر بت تراش گردد ور بت شکن شود
💡 بی تیشه عقل تو خرد نیم تراش است بی جرعه طبع تو ادب نیم گزید است
💡 2- با منافقانِ عذر تراش، قاطعانه برخورد كنيم.(لاتعتذروا لن نؤ من لكم )