لغت نامه دهخدا
رأس القدر. [رَءْ سُل ْ ق ِ ] ( اِخ ) ( اصطلاح فلک ) اثافی، نام چند ستاره است مقابل رأس القدر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
رأس القدر. [رَءْ سُل ْ ق ِ ] ( اِخ ) ( اصطلاح فلک ) اثافی، نام چند ستاره است مقابل رأس القدر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( هو جليل القدر عظيم المنزلة قتل فى سبيل اللّه و طاعته ورد فى علو قدره رواياتيضيق المقام عن ايراده )) (815)
💡 لیلة القدری که پیش حق به است از الف ماه اهل دل تعبیر آن زلفین هندویت کنند
💡 فِی جَنَّةٍ عالِیَةٍ قیل: خلق اللَّه الجنّة عالیة و النّهار هاویة، و قیل: «فِی جَنَّةٍ عالِیَةٍ» المکان عالیة القدر و الشّأن.
💡 قال على عليه السلام: و الذى بعثه بالحق لتبلبلنّ بلبلة و لتغربلنّ غربلة وتساطنّ سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم. نهج البلاغه /خطبه 16
💡 (فاضل عراقى ) در (دارالسلام ) از عالمجليل القدر (شيخ طه نجف ) از يكى از همسايه هاى خود كه در محله خويش از محله هاى نجفسكونت داشت نقل كرده گفت:
💡 لیلت القدر جهان دارد اگر صبحدمی چهره تازه خندان سحرخیزان است