فرهنگستان زبان و ادب
{gangway} [حمل ونقل ریلی] سازه ای انعطاف پذیر در دو سر واگن که دسترسی به دیگر واگن ها را امکان پذیر می کند متـ. فانوسی
{gangway} [حمل ونقل ریلی] سازه ای انعطاف پذیر در دو سر واگن که دسترسی به دیگر واگن ها را امکان پذیر می کند متـ. فانوسی
سازهای انعطافپذیر در دو سر واگن که دسترسی به دیگر واگنها را امکانپذیر میکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه این جزیره بخشی از یک منطقه نظامی است و فانوسی دریایی محاط بر آن است.
💡 صدای شیهه اسبی در تاریکی. کور سوی نوری که در عمق روشن میشود و پیش میآید. مرد سرخپوش سوار بر اسبی آیینهپوش، در حالی که فانوسی در دست دارد، نزدیک میشود. مرد سرخپوش فانوس را بر زمین مینهد. فرمانی مهرشده را در کنار فانوس میگذارد.
💡 دو عالم محو خاکستر شد از برق تماشایت چه شمعست اینکه عرض پرتوش نگذاشت فانوسی
💡 تنی از استخوان و پوست دارم دل درو ظاهر چو فانوسی که باشد آتش پنهان درو پیدا
💡 سحر ته پیرهن دیدم تو را چون شمع فانوسی گریبان می درم، دیوانهٔ شمع تو خواهم شد