راحه فروع

لغت نامه دهخدا

( راحة فروع ) راحة فروع. [ ح َ ت ُ ف َ وَ ] ( اِخ ) موضعی است در بلاد خزاعة از بنی مصطلق که واقعه ای مر ایشان و هذیل را بدانجا است. یکی از مردان بنی سلیم بنام جموح گوید: رأیت الالی یلحون فی جنب مالک قعوداً لدینا یوم راحة فروع. ( از معجم البلدان ج 4 ).

فرهنگ فارسی

موضعی است در بلاد خزاعه از بنی مصطلق که وواقعه ی مر ایشان و هذیل را بدانجا است.

جمله سازی با راحه فروع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ... صبروا اياما قصيره اعقبتهم راحه طويله تجاره مربحه يسها لهم ربهم.(789)

💡 قد كان فى الموت له راحه و الموت حتم فى رقاب العباد

💡 و آنسنى بالذكر الخفى... فلا نطمئن القلوب الابذكرك... استغفرك منكل بغير ذكرك، و من كل لذه راحه بغير انسك، و منكل سرور بغير قربك ؛ (702)

💡 515 - عن اميرالمؤمنين عليه السلام فى حديثقال: طوبى لمن لزم بيته و اكل كسرته و بكى على خطيئته و كان من نفسه فى تعب والناس منه فى راحه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران