لغت نامه دهخدا
ذات منور. [ ت ُ م َن ْ وَ ] ( ع ص مرکب ) یقال بغاه اﷲ ذات منور؛ ای ضربة او رمیةً تنیر فلاتخفی علی احد. ( منتهی الارب ).
ذات منور. [ ت ُ م َن ْ وَ ] ( ع ص مرکب ) یقال بغاه اﷲ ذات منور؛ ای ضربة او رمیةً تنیر فلاتخفی علی احد. ( منتهی الارب ).
یقال بغاه الله ذات منور. ای ضربه اورمیه تنیر فلا تخفی علی احد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داشتش آینه گردی و کنون روشن شد که به آه دل عشاق منور شده است
💡 منقش جامهٔ رنگین زحلش نوبهار آئین منور لؤلؤی مکنون زشکلش مشتری سیما
💡 گر کمندی کند از رای رفیع تو فلک به خم او همه خورشید منور گیرند
💡 از اصطكاك دو سيم مثبت و منفى برق مى جهد؛تقابل و مشاوره دو انديشه نيز فروغ مى بخشد. اين گاهى پيش پاى انسان را روشن مىكند و احيانا افق وسيعى را منور مى سازد.
💡 به مرتبه تفكر نمى رسد مگر كسى كه خداوند به قلبش نظر كرده باشد و به نورمعرفت منور نموده باشد؛ پس با چشم عبرت دنيا را مى نگرد وغافل از حق نمى گردد(214)
💡 زهرا مى آيد. نور پاى بر زمين مى نهد، خاك تيره را به وجود خود منور و مزين مى سازد،و خاك تا ابد مفتخر به وجودش ميگردد...