دیوان سیاه کرد

لغت نامه دهخدا

دیوان سیاه کردن. [ دی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دیوان سیه کردن. نامه ٔاعمال سیاه کردن. کنایه از معصیت کردن:
بدوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه.سعدی.

جمله سازی با دیوان سیاه کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویی فرشته‌ای‌ست گنه‌کار کایزدش دارد معذب از رخ دیوان بدسِیَر

💡 هرکس به قدر کام خود جوید به دیوان نام خود من باز جستم نام خود در هیچ دیوان نیستم

💡 همچو مژگان تیرِ یک ترکش بود افکارِ من مصرعِ بی‌رتبه در دیوان نمی‌باشد مرا

💡 چون شود دیوان دادارآشکار داد من بستاند از تو کردگار

💡 به دیوان جرمم خدایا قلم کش چه اولی، چه اخری، چه دنیا چه عقبی

گاوی یعنی چه؟
گاوی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز