لغت نامه دهخدا
دیر مدیان. [ دَ رِ م ِ ] ( اِخ ) بر ساحل رود کرخایا نزدیک بغداد است و کرخایا رودی است که از عباسیه میگذرد و الکرخ را می شکافد و در دجله می ریزد در قدیم آباد و آب در آن جاری بود. ( از معجم البلدان ).
دیر مدیان. [ دَ رِ م ِ ] ( اِخ ) بر ساحل رود کرخایا نزدیک بغداد است و کرخایا رودی است که از عباسیه میگذرد و الکرخ را می شکافد و در دجله می ریزد در قدیم آباد و آب در آن جاری بود. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر طبق مدیان هزار دادستان، به نظر میرسد که اگر زنی طلاق میگرفته، میتوانسته املال یا جهازی که با خودش آورده بود را نزد خود نگه دارد، اما درآمدهای آن به شوهر میرسید.