لغت نامه دهخدا
دیبا گری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل دیباگر. شغل دیباگر. ( ناظم الاطباء ):
صبا چون درآیدبه دیباگری
زمین رومی آرد هوا ششتری.نظامی.|| ( اِ مرکب ) کارخانه دیبابافی. ( ناظم الاطباء ).
دیبا گری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل دیباگر. شغل دیباگر. ( ناظم الاطباء ):
صبا چون درآیدبه دیباگری
زمین رومی آرد هوا ششتری.نظامی.|| ( اِ مرکب ) کارخانه دیبابافی. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهرام شیردل معتقد است که برخی از بناهای مهم قبل از انقلاب اسلامی ایران، همچون طرح بنای تئاتر شهر اثر علی سردارافخمی و طرح بنای موزهٔ هنرهای معاصر تهران اثر کامران دیبا کپی از بناهای خارجی است.
💡 پهلوی پس از نقل مکان به آمریکا، به سرمایهگذاری در املاک و مستغلات در شمال ویرجینیا پرداخت. اولین سرمایهگذاری او و مشاورانش در سال ۱۹۸۲ خرید زمین در تایسونز کورنر بود که یک مجتمع مسکونی در آن با طراحی کامران دیبا، پسرعموی مادرش، ساخت.: ۲۷۷
💡 به گل در یک قبایم، لیک از بسیاری غفلت به رنگ بلبل دیبا، ازو نشنیده ام بویی
💡 تنش تابنده در دیبا چو می در ساغر از صفوت رخش رخشنده در برقع چو آتش در نقاب از می
💡 دفتر شهبانو فرح پهلوی در ۱۰ خرداد ۱۳۸۰ در واکنش به این کتاب اطلاعیهای صادر کرد و گفت این کتاب «به کلی ساختگی» و «حاصل تخیلات نویسنده» است. همچنین اضافه نمود که فریده دیبا هرگز نه خاطراتی نوشته و نه خاطراتی را ضبط کردهاست.
💡 مرد، میباید که پا محکم کند اینجا سلیم شیر دیبا را نهیب عشق، آهو میکند