دکۀ غذا

فرهنگستان زبان و ادب

{concession stand} [گردشگری و جهانگردی] محلی که مشتریان می توانند لب چره های سبک مانند چیپس و بستنی و همچنین غذاهای آماده مانند سوسیس و همبرگر از آن بخرند

جمله سازی با دکۀ غذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر که او مومن بود مدحش شفای دل کند هرکه او عاقل بود شُکرش غذای جان‌ کند

💡 مگر براى پدرم، آنگاه كه مشغول كندن خندق بود، غذا نمى آوردم ؟(217)

💡 28 - در شستن دست بر ديگران سبقت نگيرد ولى اگرقبل از غذا دست خود را

💡 روزی که مغز مردان گردد غذای تیر جایی که جان گردان باشد شکار تیغ

💡 فکر آب و نان نگردد در دل حیران عشق نعمت دیدار می باشد غذا آیینه را

💡 در کنار ایستگاه مترو، یک دکۀ غذا کوچک وجود دارد که انواع میان‌وعده‌های سریع و ارزان را به مسافران ارائه می‌دهد.

💡 برای تهیه یک وعده غذای اقتصادی و سریع، بسیاری از کارگران در هنگام استراحت به سراغ دکۀ غذا در نزدیکی کارخانه می‌روند.

💡 مدیریت شهرداری دستور داد تا تمام دکۀ غذاهای خیابانی که فاقد مجوز هستند، از نزدیکی مدارس و مراکز آموزشی برداشته شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران