فرهنگستان زبان و ادب
{amphiphilic, amphipathic} [شیمی] ویژگی ماده ای که در مولکول های آن هر دو نوع گروه حلاّل دوست و حلاّل گریز وجود داشته باشد
{amphiphilic, amphipathic} [شیمی] ویژگی ماده ای که در مولکول های آن هر دو نوع گروه حلاّل دوست و حلاّل گریز وجود داشته باشد
💡 عهد کند برخلاف راست که چون بنگرم عهدِ درستش یکی ست با شکنِ مویِ دوست
💡 جانب کلبهام ای دوستنواز آمدهای شمع بالین مرا بهر گداز آمدهای
💡 گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد کز دوست به تیغی نتوان قطع نظر کرد
💡 به دوست گرچه عزیز است راز دل مگشای که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز
💡 گفتم: از دوست ناشایست چگونه باید برید؟ گفت: به سه چیز، دیدنش نارفتن، حالش را ناپرسیدن، و از او آرزو ناخواستن.
💡 كه هرگز همنشين و دوست شما (محمد) نه عمدا از صراط مستقيم منحرف شده، و نه به خطا(2).