لغت نامه دهخدا
دوشان جیق. [ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل. 434 تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. صنایع دستی زنان قالی بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دوشان جیق. [ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل. 434 تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. صنایع دستی زنان قالی بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه بر دوشان نمی گیرند در جایی قرار سیل کی بر خاطر کهسار می گردد گران؟
💡 می کنم کسب هوا در عین طوفان چون حباب خانه بر دوشان مشرب را غم سیلاب نیست
💡 دوشان ماندیچ (سیریلیک صربی: Душан Мандић؛ زادهٔ ۱۶ ژوئن ۱۹۹۴) بازیکن واترپلو اهل صربستان است.
💡 آن سرو گل اندام که دلها چمن اوست از خانه به دوشان چه خبر داشته باشد؟
💡 او دارای کارشناسی ارشد در موسیقی از دانشگاه سینسیناتی (آمریکا)، مدرک سولیست از دانشگاه کنسرواتوار ژنو زیر نظر دوشان بوگدانوویچ و کارشناسی ارشد رشته آهنگسازی زیر نظر استادی نیکولا بولانس است.
💡 خرقه دوش را بار است، رهن باده کن زاهد غنچه در گلستان ها، از سبو به دوشان است