فرهنگستان زبان و ادب
{varimax rotation} [ریاضی] دَورانی متعامد از عامل ها در تحلیل عاملی که پراکنش بیشینه/ ماکسیمم بین بارهای عاملی ایجاد کند و بدین ترتیب تفسیر عامل ها را معنی دارتر سازد متـ. دَوران واریماکس
{varimax rotation} [ریاضی] دَورانی متعامد از عامل ها در تحلیل عاملی که پراکنش بیشینه/ ماکسیمم بین بارهای عاملی ایجاد کند و بدین ترتیب تفسیر عامل ها را معنی دارتر سازد متـ. دَوران واریماکس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور فلک به چشم تو تعلیم سحر داد تا چشمبند مردم دوران کند تو را
💡 چرخ میان آب تو بر دوران همیزند عقل بر طبیبیت عرضه همیکند مجس
💡 من آن کشیدم و آن دیدم از غم هجران که هیچ آدمئی نیست دیده در دوران
💡 دلها تو ربایی بت من، متهم خلق جانها تو فریبی مه من، شهره دوران
💡 چیست دوران ریاست که فلک با همه قدر حاصل آن است که دایم نبود دورانش