دور گذشتن

لغت نامه دهخدا

دور گذشتن. [ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) دور شدن. دوری کردن. با بی اعتنایی و عدم توجه از آن گذشتن. بدان توجه و اعتنا نکردن. ( از یادداشت مؤلف ). سرپیچی کردن. روی گردان شدن: و هرچند سلطان در این باب فرمانی نداده است از شرط و رسم دور نتوان گذشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 372 ).

فرهنگ فارسی

دور شدن.

جمله سازی با دور گذشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بهار از باده گلگون گذشتن مشکل است واعظ از ما بگذران تا موسم گل بگذرد

💡 بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست گر ز جان نتوان گذشتن، می توان از دل گذشت

💡 قبول جانان مشکل بود نشاط ار نه گذشتن از سر جان بهر دوست مشکل نیست

💡 نبرد گرانیک یا گرانیکوس نخستین نبرد و رویارویی اسکندر مقدونی با شاهنشاهی هخامنشی بود که در حوالی آسیای صغیر و کنار رود گرانیک (رود بیگا امروزی) در سال ۳۳۴ پیش از میلاد رخ داد. اسکندر پس از گذشتن از تنگه داردانل وارد آسیای صغیر شد. جنگ گرانیک سبب کشته شدن بسیاری از سرداران هخامنشی شد و با پیروزی اسکندر پایان یافت.

💡 از جسم و جان گذشتن و ببريدن از منى دل را به دست دوست سپردن شعار ماست

💡 دِنیـِپـِر رودخانه‌ای است که از روسیه آغاز شده و پس از گذشتن از بلاروس و اوکراین به دریای سیاه می‌ریزد. درازترین رود اوکراین و چهارمین آن در اروپاست.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز