دود اهنج

لغت نامه دهخدا

( دودآهنج ) دودآهنج. [ هََ ] ( اِ مرکب ) دودآهنگ. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ). دوددان. رجوع به دودآهنگ شود.

فرهنگ فارسی

( دود آهنج ) ( اسم ) ۱ - دود کش ( حمام مطبخ بخاری ) تنوره ( گلخن مطبخ ). ۲ - پارچه سفالی که برای گرفتن دوده جهت ساختن مرکب بالای چراغ تعبیه کنند.

جمله سازی با دود اهنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببین تا به آن کس چه خواهد نمود که از خاندانش برآورد دود

💡 دولت او چون نسیم، گر گذرد بر جحیم بر سر آتش شود دود چو ظلّ هما

💡 ای کرده هوای معصیت پامالت روزی که دود مرگ به استقبالت

💡 خواهد فتاد کوکب بخت بلند تو از آه و دود سوختگان در وبال خط

💡 چون آتش رود سرد شد بر من زود شد عیش من از تیزی او تلخ چو دود

💡 به جرماس پور برادرش زود نوندی بر افکند چون باد و دود

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز