فکان

لغت نامه دهخدا

فکان. [ ف َ ]( اِخ ) دهی است از بخش گرمسار شهرستان دماوند، دارای 209 تن سکنه. آب آن از حبله رود و محصول عمده اش غله،پنبه، بنشن و لبنیات است. ساکنان از طایفه اصانلو و الیکائی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)کون (۱۳۹۰ بار)

جمله سازی با فکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسلمان گر کند یا سر ببرد دیو را آدم شود انسان و گردد کن فکان بر حسب فرمانش

💡 این باشگاه در شهر خور فکان واقع شده و در سال ۱۹۸۱ تأسیس شده است.

💡 دل و جانش نمود کن فکان بود حقیقت او یقین خود جان جان بود

💡 محصول کن فکان ز عطای تو مستفاد و اموال بحر و کان ز سخای تو مستعار

💡 چنان ره برد او تا راه عیان یافت نمود ذات خود در کن فکان یافت

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز