دوتا گشتن

لغت نامه دهخدا

دوتا گشتن. [ دُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خم شدن. دوتا شدن. دوتو شدن. ( یادداشت مؤلف ):
چون دید بر کمان تو حاسد سهام تو
از سهم آن سهام دوتا گشت چون کمان.منوچهری.- دوتا گشتن پشت؛ خم شدن پشت. خمیدن قامت و بالا:
فروگفت پیغامهای درشت
کزوسروبن را دوتا گشت پشت.نظامی.- دوتا و راست گشتن؛ قامت خود را خم و راست کردن احترام و بزرگداشت بزرگی را:
چو دیدش به خدمت دوتا گشت و راست
دگر روز بر خاک مالید و خاست.سعدی ( بوستان ). || خم شدن. خم کردن قد به احترام. تعظیم کردن و سر فرودآوردن در برابر پادشاه یا بزرگی چنانکه رسم است. تعظیم کردن. ( از یادداشت مؤلف ):
دوتا گشت پیران و بردش نماز
بسی آفرین کردو برگشت باز.فردوسی.به فرمان به پیش سکندر شدند
دوتاگشته و دست بر سر شدند.فردوسی.

فرهنگ فارسی

خم شدن. دو تا شدن.

جمله سازی با دوتا گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ین بساط غرض چیست قدردانی غربت چو حلقه بر در کس با قد دوتا ننشستن

💡 دوتا با بازیگر فیلم بالیوود بیندیا گوسوامی ازدواج کرده‌است که از او دو دختر به نام‌های نیدی و سیدی دارد.

💡 دوشینه خیالت همه شب مونس ما بود تا روز دو دست من و آن زلف دوتا بود

💡 کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست

💡 در سال ۱۹۲۴، تامسون با کاتلین بوچانان اسمیت، دختر کشیش جورج آدام اسمیت ازدواج کرد. آنها چهار فرزند داشتند که دوتا پسر و دوتا دختر بودند. کاتلین در سال ۱۹۴۱ درگذشت.

💡 لاف مزن ز مهر و مه کز خم طره دوتا حلقه بگش مهر و مه کرده نگار مهوشم

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز