فرهنگستان زبان و ادب
{windlass} [علوم نظامی] ماشینی با یک قرقرۀ دندانه دار که معمولاً برای بالا کشیدن زنجیر لنگر به کار می رود و به یک قرقرۀ چرخنده برای بالا کشیدن طناب نیز مجهز است
{windlass} [علوم نظامی] ماشینی با یک قرقرۀ دندانه دار که معمولاً برای بالا کشیدن زنجیر لنگر به کار می رود و به یک قرقرۀ چرخنده برای بالا کشیدن طناب نیز مجهز است
ماشینی با یک قرقرۀ دندانهدار که معمولاً برای بالا کشیدن زنجیر لنگر به کار میرود و به یک قرقرۀ چرخنده برای بالا کشیدن طناب نیز مجهز است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدت او در دوار اما ز ادرارش فتور قوت او در ورم اما ز افلاجش خطر
💡 جهان ز روز و شب ساخت جوشن و خفتان ز مهر و ماه سپر کرد گنبد دوار
💡 ماه را ننگ محاق و مهر را نقص کسوف خاک را عیب زلازل چرخ را رنج دوار
💡 همیشه تاکه نعم باشد و محن به جهان ز دور گنبد دوار و قدرت ذُوالمَن
💡 نهاد چون بزمین پا چنان سراسیمه بپای خاست فلک کش بسر بماند دوار
💡 نزدیک تو آن خیرهسران را خطری است ور هست وطنشان به مَثَل گنبد دوار