دهان کجی

مترادف‌ها

کجی دهان، انحراف دهان

متضادها

انصاف، عدالت، بی‌طرفی

لغت نامه دهخدا

دهان کجی. [ دَ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل خمانیدن دهان. ( یادداشت مؤلف ). || کنایه است از لجبازی و نشان دادن مخالفت و ناسازگاری خود با کسی یا چیزی. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به دهن کجی شود.

فرهنگ فارسی

عمل خمانیدن دهان.

جمله سازی با دهان کجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شکرا ز تلخرویی می کند در ناخن من نی چو طوطی تا دهان خویش شیرین از سخن کردم

💡 و هر سایل که به درگاه او دهان چون گل بگشاد، چون نرگس جام زر بر کف نهاد و چون گل، طشت زر بر سر برد.

💡 آن یکی خواهد دهان تا پیش او بوسد زمین وآن دگر خواهد میان تا پیش او بندد کمر

💡 اين انگشترى را بگير و در دهان بگذار و به ميدان جنگ دشمنانت بازگرد كه اميد دارم ديرى نپايد كه از دست جدت با شربتى سير آب گردى كه پس از آن هرگز روى تشنگى نبينى.

💡 پسر جان ! ببين دهان من از دهان تو خشك تر است ولى من به تو وعده مى دهم كه از دستجدت پيغمبر آب خواهى نوشيد.

💡 او با دیدن آن رفتار غیرمنطقی و بی‌ادبانه از سوی همکارش، با دهان کجی و نگاهی تحقیرآمیز، به سمت اتاق کار خود رفت و در را بست.

💡 وقتی او شروع به بیان ادعاهای توخالی و بی‌اساس کرد، شنونده با دهان کجی و ناباوری به او خیره شد، گویی که نمی‌تواند حرف‌هایش را باور کند.

💡 در نقاشی‌های کلاسیک، گاهی اوقات هنرمندان با نشان دادن دهان کجی در چهره شخصیت‌ها، سعی در انتقال احساسات خشم، تمسخر یا نارضایتی پنهان از موقعیت داشتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران