لغت نامه دهخدا
ده مهیم خان. [ دِه ْ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در 15هزارگزی شمال باختری بنجار. سکنه آن 199 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده مهیم خان. [ دِه ْ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در 15هزارگزی شمال باختری بنجار. سکنه آن 199 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
💡 مجتمع كشاورزي ساسان مهیمی یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در بخش مرکزی شهرستان عنبرآباد واقع شدهاست. تلمبه ساسان مهیمی ٢٥٠ نفر جمعیت دارد.
💡 سود بر مه کلاه گوشه فقر روشنی بخش آفتاب و مهیم
💡 که آن مهیمون برتر ز طولند برون از سلسله عقل و عقولند
💡 تا فروغی جمال او دیدیم بی نیاز از فروغ مهر و مهیم
💡 مهیم پس از کسب دیپلم ریاضی، در دانشکدهٔ ادبیات و زبانهای خارجی و سپس ملی درس خواند. از نوجوانی شعر میگفت و چاپ شعری از او در مجلهٔ فردوسی بود که نامش را به عنوان شاعری جوان مطرح ساخت. از آن پس آثار بسیاری از او در نشریاتی همچون «فردوسی»، «روشنفکر»، «جوانان»، «اطلاعات هفتگی» و غیره منتشر شد. از جمله شعر، داستان کوتاه و قطعات طنز.
💡 عارفانی که راه دین پویند نام ایشان مهیمین گویند