لغت نامه دهخدا
دنگ سرک. [ دَ س َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میانرود بخش مرکزی شهرستان ساری با 690 تن سکنه. آب آن از رودخانه نکا و راه آن اتومبیلرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
دنگ سرک. [ دَ س َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میانرود بخش مرکزی شهرستان ساری با 690 تن سکنه. آب آن از رودخانه نکا و راه آن اتومبیلرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کند رنگ تو تا بدیدهام دنگ شدهست این سرم
💡 ازرا، فوگل (۱۳۹۷). دنگ شیائوپینگ: اصلاحات در چین. ترجمهٔ میثم مهرمتین. نشر ثالث. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۴۰۵-۲۵۵-۹.
💡 زاهد مخمور مستان را ملامت می کند بی تکلف همچو او بی عقل دنگی هست نیست
💡 ختیه سواسدیپل (به تایلندی: พลตรี ดร. ขัตติยะ สวัสดิผล)، معروف به سه دنگ (فرمانده سرخ) (۲ ژوئن ۱۹۵۱–۱۷ مه ۲۰۱۰) سرلشکر ارتش پادشاهی تایلند بود که در بخش امنیت داخلی فعالیت میکرد.
💡 آسمان هم ناکجا در فکر مردم تک زند بسکه روزیخوار بسیارست دنگاست آسیا
💡 مائو و همسرش جیانگ چین حزب کمونیست چین را از وجود هزاران تن از مقامات این حزب از جمله جانشین احتمالی او لیو شائوچی و دنگ شیائوپنگ کسی که بعداً بالاترین مقام رهبری را عهدهدار شد پاکسازی کردند.