دعا دمیدن

لغت نامه دهخدا

دعا دمیدن. [ دُ دَ دَ ] ( مص مرکب )دمیدن دعا. دعا خواندن و بر کسی دمیدن:
گاهگاهی بگذر بر صف دلسوختگان
تا ثنائیت بگویند و دعائی بدمند.سعدی.

فرهنگ فارسی

دمیدن دعا. دعا خواندن و بر کسی دمیدن.

جمله سازی با دعا دمیدن

💡 از دمیدن های خط صائب ازو ایمن مشو جوهر بی رحمی شمشیر استغناست این

💡 سرود میهنی معروف به «سرود دمیدن سپیده» (به کره‌ای: 애국가) (تلفظ: آئِگوکا) سرود ملی جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) است.

💡 فریاد که چون شوره زمین دانه ما را این شورنگاهان به دمیدن نگذارند

💡 حاصل ‌کار شکفتنهای ما آشفتگی است غنچه را بعد از دمیدن می‌شود دستار سر

💡 کسی ز سیر مقامات کام دل برداشت که همچو نی کمر خویش در دمیدن بست

💡 شواهد استفاده از روش دمیدن در شیشه به سال ۱۶۲۰ در لندن برمی گردد و برای آینه‌ها و صفحات اتوبوس استفاده می‌شد.