لغت نامه دهخدا
دشت سار. [ دَ ] ( اِ مرکب ) سرزمینی که دشت و بیابان باشد:
ور خشکی دشت سارت آید پیش
از دیده خود فرستمت باران.مسعودسعد.
دشت سار. [ دَ ] ( اِ مرکب ) سرزمینی که دشت و بیابان باشد:
ور خشکی دشت سارت آید پیش
از دیده خود فرستمت باران.مسعودسعد.
سرزمینی که دشت و بیابان باشد.
💡 که چون شب شود ما شبیخون کنیم همه دشت و هامون پر از خون کنیم
💡 دشت کانتو (به ژاپنی: 関東平野) بزرگترین دشت در کشور ژاپن است.
💡 در آن کوه و در تا به حدی بگشت که شد مونس وحشی کوه و دشت
💡 دشت مارم، روستایی در دهستان فین بخش فین شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
💡 بیتفعیل یک، روستایی از توابع بخش هویزه شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است.
💡 به هر روز در گرد آن شهر و دشت کسی را که بودی برو ره گذشت