دست کانچ
لغت نامه دهخدا
دست کانچ. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است ازبخش نیک شهر شهرستان چاه بهار. واقع در 19هزارگزی شمال باختری نیکشهر و 12هزارگزی باختر راه شوسه ایرانشهر به چاه بهار، با 100 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
جمله سازی با دست کانچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بدانی تو که این آن ملتست کانچ اینجا میرود بیعلتست
💡 خجل گفت کانچ از من آمد خطاست ببخشای بر من، چه جای عطاست؟
💡 از وجودم خود نکردم هیچ سود کانچ کردم وانچ گفتم هیچ بود
💡 چون می نگرم کانچ منم جمله تویی من غافلم از خود که تو را می طلبم
💡 شمس تبریز! مگو هجر قضای ازلست کانچ خواهی تو قضا نیز همان بود بیا
💡 کانچ با او تو کنی ای معتمد از بد و نیکی خدا با تو کند