دست نگری

لغت نامه دهخدا

دست نگری. [ دَ ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) تقلید. دنباله روی. پیروی. || احتیاج. نیازمندی.

فرهنگ فارسی

تقلید. دنباله روی. پیروی

جمله سازی با دست نگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هر چه حکم تو سابق شود چو در نگری قضا هنوز به فرسنگها ز پس باشد

💡 وگر از دیدهٔ انکار به یوسف نگری یوسف اندر نظرت زشت‌رخ و نازیباست

💡 بت پرستم من گمره که تو زاهد خوانی وین که تسبیح به دستم نگری زنارست

💡 همی سزد بهمه رویها که در نگری از آن پدر که تو داری سزای چون تو پسر

💡 نه سوی بینی و نه مایه تا بخود نگری ز خویش بگذر و توفیر را تماشا کن

💡 گل چه باشد که اگر جانب گردون نگری سرنگون زهره و مه را ز فلک درفکنی

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
داده یعنی چه؟
داده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز