فرهنگستان زبان و ادب
{flotsam} [حمل ونقل دریایی] دریاانداخته ای که بر روی آب شناور است
{flotsam} [حمل ونقل دریایی] دریاانداخته ای که بر روی آب شناور است
💡 شهر شناور المرسی ساخت خانههایی با نمای آب است که تمام خانهها توسط کانالهای عمیق آب احاطه شدهاند که مناسب برای نگهداری قایق با ۷۰متر طول هستند.
💡 در حوزه حسابداری مدیریت اغلب تعداد نامحدودی از ابزار، روشها، فنون و روالهای شناور در اطراف وجود دارد.
💡 آب و گوهر در کنار بیخودی آسودهاند موج ما را اضطراب دل شناور میکند
💡 بسکه شرم خودنمایی آب میسازد مرا آینه در عرض تمثالم شناور میشود
💡 فیلم مجدد به زمان پیش از جنگ میرود، خانههای دیدنی حومه و اطراف خانهها توسط یک سکانس رویامانند که ماریا را به صورت شناور نشان میدهد، دنبال میشوند.
💡 قطرة بحر تو دریائیست کز وسعت خرد چرخ اعظم را در آن دریا شناور یافته