دره زردی

لغت نامه دهخدا

دره زردی. [ دَرْ رَ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ده پیر بخش حومه شهرستان خرم آباد. واقع در 18هزارگزی شمال خرم آباد و 6هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه. با 120 تن سکنه آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ساکنین آن از طایفه بیرانوند هستند و برای تعلیف احشام به ییلاق و قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ده پیر بخش حومه شهرستان خرم آباد

جمله سازی با دره زردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم که دعوی عشق تو میکنم همه عمر بسست سرخی و زردی اشک و چهره گواه

💡 سال ۹۴ برگ‌های این نخل رو به زردی نهاد. تا در همین سال به‌طور کامل خشک شد.

💡 نوردرمانی جهت درمان زردی در خردسالان نیز موجب از بین رفتن ریبوفلاوین می‌شود که ممکن است باعث ایجاد کمبود این ویتامین در بدن شود.

💡 زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث قامت خم شده را آن قد موزون باعث

💡 صد کاسه خون اگر چه کشیدم درین چمن زردی نرفت چون گل رعنا ز رو مرا

💡 ز غنچه های چمن می کشیم رو زردی بود چو برگ خزان دیده دست بی پل ما