درنگی نمای

لغت نامه دهخدا

درنگی نمای. [ دِ رَ ن ُ / ن ِ / ن َ ن ُ ] ( نف مرکب ) درنگی نماینده. آنکه بظاهر متوقف و آهسته و کند جلوه کند. بردباری و شکیبائی و متانت نشان دهنده. مقابل عجول و شتابزده: اگر عیار مباعدت و مساعدت این عجول درنگی نمای... نبودی... در اندک روزگاری از آن فراغت روی نمودی. ( مرزبان نامه ص 10 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه به ظاهر متوقف و آهسته و کند حرکت جلوهکند. [[ اگر عیار مباعدت و مساعدت این عجول درنگی نمای... نبودی... در اندک روزگاری از آن فراغت روی نمودی. ]] ( مرزبان نامه ۱۳۱۷ ص ۱٠ )
درنگی نماینده بردباری و شکیبائی و متانت نشان دهنده مقابل عجول و شتابزده

جمله سازی با درنگی نمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه ایدر همی ماند خواهی دراز بسیچیده باش و درنگی مساز

💡 نیاید از کمان او خدنگی که در تأثیر آن افتد درنگی

💡 به پاسخ دایه گفت ای شیر جنگی شکیبا باش در مهر و درنگی

💡 فزون کرد لشکر جهاندار شاه درنگی نبودند با او سپاه

💡 مرا یکسر از کارش آگاه کن درنگی مکن کارکوتاه کن

💡 بیاور به زودی به نزدم فراز درنگی مباش و به تیزی بتاز

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز