لغت نامه دهخدا
درمان کنا. [ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) شافی و شفادهنده. ( ناظم الاطباء ). اما در سایر مآخذ دیده نشد.
درمان کنا. [ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) شافی و شفادهنده. ( ناظم الاطباء ). اما در سایر مآخذ دیده نشد.
شافی و شفا دهنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیرم که اثر نماند یارب ها را درمان نکنی به پرسشی تب ها را
💡 دردی که از او برین دلم میباشد من درد نخوانمش که درمان منست
💡 درد ازو درمان ازو بیمار ازو گل از او گلشن ازو و خار ازو
💡 تو را بس دردها باشد چرا بنشسته غافل برای چاره دردت مهیا ساز درمان را
💡 گر توام درمان کنی من جان برم نی بجان تو که گر درمان برم
💡 بتو پیداست جانان مینبینی از آن مرد درد را درمان نبینی