درخت سنب

لغت نامه دهخدا

درخت سنب. [ دِ رَ سُمْب ْ ] ( نف مرکب ) درخت سنبنده. آنکه یا آنچه درخت یا چوب را سوراخ کند. || ( اِ مرکب ) دارسنب. دارکوب. رجوع به دارسنب و درخت سنبه شود. || مته. مثقب. پرماه. ( ناظم الاطباء ). || موریانه. ارضه. اورنگ ( در تداول مردم قزوین ): خدای تعالی درخت سنب را بفرستاد تا عصای او را سوراخ کرد. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 4 ص 362 س 14 ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - آنچه درخت را سوراخ کند مته پرماه مثقب. ۲ - موریانه

جمله سازی با درخت سنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شد درخت‌های حقایق از آن بهار چه می‌شد

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز