لغت نامه دهخدا
ددت زدن. [ دِ دِ ت ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سم حشره کش «دِ دِ ت ِ» پاشیدن برای کشتن حشرات. رجوع به دِ دِ ت ِ شود.
ددت زدن. [ دِ دِ ت ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سم حشره کش «دِ دِ ت ِ» پاشیدن برای کشتن حشرات. رجوع به دِ دِ ت ِ شود.
💡 در ۷ اوت، هواپیمایی حامل ۳۴ نفر از شرکت نفت شل که قصد کمک به آمباتو را داشتند، در حالی که ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) تا این شهر فاصله داشتند، سقوط کردند و هیچ چیزی از خود بهجا نگذاشتند. بیماریها در پلیلئو در عرض چند روز پس از وقوع زمینلرزه گسترشیافت و سبب شد که گروهی از سربازان آمریکایی بهعنوان امدادگر اقدامکنند و دستگاههای تصفیه آب و ددت را برای پاکسازی منطقه بههمراه آوردند. قربانیان بیمار قرنطینه شدند و از خروج آنها از شهر جلوگیریشد.