لغت نامه دهخدا
دانش نمائی. [ ن ِ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دانش نمای:
چو آمد گه دعوی و داوری
بدانش نمائی و دین پروری.نظامی.|| نشان دادن میزان معلومات.
دانش نمائی. [ ن ِ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دانش نمای:
چو آمد گه دعوی و داوری
بدانش نمائی و دین پروری.نظامی.|| نشان دادن میزان معلومات.
عمل دانش نمای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در باغ دهر نشو و نمائی نیافته از تند باد حادثه ناگاه شد به باد
💡 بادی که ز چین سر زلفین تو خیزد همچون دم عیسی بود اعجاز نمائی
💡 در این بند و بلا چون رخ نمائی ورا بندی تو ازدل برگشائی
💡 توئی کوه و زکان گوهر نمائی که جان را اندرو رهبر نمائی
💡 فرخنده زمانی که تو دیدار نمائی فرخ نفسی کز در عشاق درآئی
💡 هستی تو یادگار فریدون و همچو او آئین نو نمائی هر روز و راه نو