لغت نامه دهخدا
دامب و دومب. [ ب ُ ] ( اِصوت مرکب، از اتباع ) حکایت آواز طبل و ضرب و تنبک ونقاره و دورویه و جز آن. در تداول عامه آواز طبل.
دامب و دومب. [ ب ُ ] ( اِصوت مرکب، از اتباع ) حکایت آواز طبل و ضرب و تنبک ونقاره و دورویه و جز آن. در تداول عامه آواز طبل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پایان قرن هفدهم دو شاهزاده برجسته حاکم، آن ماری لوئیز اورلئانس، دوشس مون پالیری به نام "la Grande Mademoiselle" و جانشینش لوئیس اوت از بوربن، دوک مین، دو بنای تاریخی یعنی بیمارستان Montpensier و بنای پارلمان دامب را ساختند.
💡 در سال ۱۵۶۰، منطقه دامب به دست بوربون افتاد. این شهر در سالهای ۱۶۹۷ تا ۱۷۷۱ به عنوان پایتخت دیمباس دارای اهمیت ویژه شد. این شهر همچنین در این زمان برای یک فرهنگ لغت شناخته شدهاست که از سال ۱۷۰۴ تا ۱۷۷۱ توسط یسوعیوها چاپ شدهاست.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به ساحرهگیری و دامبی و پسر اشاره نمود.
💡 چارلز دیکنز دامبی و پسر را در پاریس و لوزان نوشت و پس از نگارش رمان سرشناس دیوید کاپرفیلد، مجلهٔ خود هاوسهولد وردز (سخنان خانگی) را راهاندازی کرد. مجلهای که سبک سخنی اساسی و انسانی داشت. دیکنز در این ایام نویسندگی و روزنامهنگاری را با تئاتر — که بیشتر به نفع مؤسسات خیریه برگزار میشد — در هم آمیخت.