داغ درفش

لغت نامه دهخدا

داغ درفش. [ غ ِ دِ رَ ] ( ترکیب اضافی ) داغ دروش. درفش داغ. داغ کردن با درفش. داغ که با درفش تفته براندام پدید آرند. رجوع به دروش و داغ و درفش شود.

فرهنگ فارسی

داغ دروش

جمله سازی با داغ درفش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خسروا ابن یمین را تا ثنا گوی تو شد خاطری چون ابر نیسان درفشان آمد پدید

💡 نگه کن که چندست ز ایران سپاه ز گردان که دارد درفش و کلاه

💡 درفش ار ز من شاه بستد رواست بدان داد پیلان و لشکر که خواست

💡 پیوسته طیره و خجل است ابر و آفتاب زان لفظ درفشان تو و دست زرفشان

💡 بیشترین بازی برنده دوبل از آن کامبیز درفشی جوان با ۱۲ برد.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز