دازنی کنده

لغت نامه دهخدا

دازنی کنده. [ ک َ دِ ] ( اِخ ) این ده را نویسنده کتاب «مازندران و استرآباد» جزء دهات فرح آباد مازندران آورده و مترجم در حاشیه نوشته است که بیشتر این اسامی مربوط به دهات ساری است. امروزدهی بنام فوق در مازندران نیست و ظاهراً صحیح آن باید همان «دازمیره کنده » باشدکه شرح آن در بالا گذشت.

فرهنگ فارسی

این ده را نویسنده کتاب مازندران و استر آباد جزئ دهات فرح آباد مازندران آورده

جمله سازی با دازنی کنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوید خشایارشا: داریوش شاه که پدرم بود، به خواست اهورامزدا بناهای زیبایی ساخت و او دستور داد این کتیبه کنده شود.

💡 در قصر آشور-ناصیر-پال دوم کتیبه‌های بسیاری کنده کاری شده بر سنگ آهک (کربنات کلسیم) تهیه شده بود و بر روی یکی از آنان چنین می‌نوشت:

💡 ز شهسوار عرب کنده شد در از خیبر ز شهریار عجم از زمانه بیخ ستم

💡 سرورا در دلم از قلبی بد سودایان هست خاری که به لطف تو مگر کنده شود

💡 چیست حاصل گرنه بیخ فقر و ذلت کنده گشت بخت کشور شد سیه‌ چون ‌رخت لشکر ژنده گشت

💡 دل کنده ز مشکوی و سپه رانده به مشکین بگذشته ز ایوان و روان گشته به میدان

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز