لغت نامه دهخدا
داذبنداد. [ ب ُ ] ( اِخ ) منشی آخرین پادشاه اشکانی است که چون نامه توهین آمیزی به اردشیر بابکان نوشته بود بدست شاپور فرزند او کشته شد.( ایران در زمان ساسانیان ترجمه رشید یاسمی ص 155 ).
داذبنداد. [ ب ُ ] ( اِخ ) منشی آخرین پادشاه اشکانی است که چون نامه توهین آمیزی به اردشیر بابکان نوشته بود بدست شاپور فرزند او کشته شد.( ایران در زمان ساسانیان ترجمه رشید یاسمی ص 155 ).
منشی آخرین پادشاه اشکانی است که چون نامه توهین آمیزی باردشیر بابکان نوشته بود بدست شاپور فرزند او کشته شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدری جو که حوالت کردی بنداد آن و دو چندان بستد
💡 تابع روز نشد، تن به مذلت بنداد این چنین باید بودن کسی ار چاکر اوست