لغت نامه دهخدا
داد داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) عدل و انصاف داشتن:
گفت چون ندهی بدان سگ نان و زاد
گفت تا این حد ندارم مهر و داد.مولوی.
داد داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) عدل و انصاف داشتن:
گفت چون ندهی بدان سگ نان و زاد
گفت تا این حد ندارم مهر و داد.مولوی.
عدل و انصاف داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقش مهم نقص اپی ژنتیک برای سرطان، فرصتهای جدیدی برای بهبود درمان و تشخیص باز میکند. این نواحی پویا از تحقیقات منجر به دو سؤال شده که بهطور خاص تابع تحلیل بیوانفورماتیکی است. سؤال اول اینکه با داشتن لیستی از نواحی ژنومیک در مورد تفاوتهای اپی ژنتیک ارائه شده بین سلولهای تومور و کنترلها (یا بین زیرگروههای مختلف بیماریها)، آیا میتوانیم الگوهای مشترک را تشخیص دهیم یا یا شواهدی برای رابطهٔ تابعی این نواحی با سرطان پیدا کنیم؟ سؤال دوم اینکه آیا میتوانیم روشهای بیوانفورماتیکی را به کار ببریم تا تشخیص و درمان را با متمایز کردن و طبقهبندی کردن زیرگروههای مهم بیماری بهبود بخشیم؟
💡 پردیس فنی و مهندسی دانشگاه شهید بهشتی، با داشتن ۱۲۰ نفر عضو هیئت علمی و بیش از ۱۰۰ آزمایشگاه و لابراتوار، پشتیبان اصلی در صنایع نیروگاهی، برق، آب و فاضلاب در ایران است.