داد جاد
لغت نامه دهخدا
دادجاد. ( اِخ ) نام مردی از خانواده آشوتس شاخه کوشار و از اعقاب هاایگ. وی یکی از خواهران آرداوازت ( ارته باذ ) از خانواده مانتاگونی را که معاصر اردشیر اشکانی بود نجات داد و به قیصریه برد و با او ازدواج کرد و بقیه افراد خاندان به امر اردشیر معدوم شدند. ( ایران باستان ج 3 ص 2608 ).
فرهنگ فارسی
نام مردی از خانواد. اشوتس شاخه کوشار و از اعقاب ها ایگ
جمله سازی با داد جاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به درستى كه پروردگار به انتظار بر سر راه است (تا داد مظلوم از ظالم ستاند).
💡 چون تو در عالم نیامد صاحبی با داد و دین گشته ای از داد و دین اندر همه عالم علم
💡 تا غنچهٔ خندانت، دولت به که خواهد داد ای شاخِ گُلِ رعنا، از بهر که میرویی؟
💡 بدو گفت دانم که این تاج و تخت کیان را تو دادی به نیروی بخت
💡 راه معالی از همه جانب سپردهای داد معانی از همه اقسام دادهای