دات پیرای

لغت نامه دهخدا

دات پیرای. ( اِخ ) ابن شاپوربن مهریار ( دستور ) نویسنده نسخه ای از وچر کرت دینیک به سال 609 یزدگردی در کرمان ( خرده اوستا گزارش پورداود ص 80 ).

فرهنگ فارسی

ابن شاپور بن مهریار نویسنده نسخه ای از وچر کرت دینیک

جمله سازی با دات پیرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چمن پیرای باغ این حکایت چنین کرد از کهن پیران روایت

💡 کرد درک ذات پاک هر دو در یک آینه رای نعت آرای و طبع منقبت پیرای من

💡 تاجی اختر بر او گهر پیرای اختری فارغ از فتور و بال

💡 آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست

💡 آنکه اندر بهار حکمت اوست ابر در بوستان کهن پیرای

💡 بوی خون آید به رنگ لاله از پیراهنم پر گل داغست از بس جسم غم پیرای من

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز