لغت نامه دهخدا
خیمه ازرق. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِاَ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیمه کبودرنگ. کنایه از آسمان. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان قاطع ).
خیمه ازرق. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِاَ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیمه کبودرنگ. کنایه از آسمان. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان قاطع ).
خیمه کبود رنگ کنایه از آسمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عروج همت ما خاک شد زشرم نفس کسی چه خیمه فرازد به اینگسسته طناب
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به ام، هایدی، پریمیر، خیمهشببازی، قلبم تو را میخواند و سپاسگزار، بانو اشاره کرد.
💡 فروهل خیمه ای فرزند صحرا که نتوان زیست بی ذوق رحیلی
💡 نادر شاه تهماسب را در رأس افسران خود با احترام تمام پذیرفت و بعد از آنکه او را به خیمه خود برد از شاه تقاضا کرد که بنشیند.
💡 از اسب اندرآمد به کردار شیر به خیمه درون رفت گرد دلیر
💡 داور اقلیم حسن استی و در دشت نکوئی از سپهرت خیمه و از رشته دل ها طنابت