لغت نامه دهخدا
خیرالنثار. [ خ َ رُن ْ ن ِ ] ( ع اِ مرکب ) بهترین شاباش. کنایه از جواهر ذیقیمت است:
شاخ جواهرفشان ساخته خیرالنثار.خاقانی.|| آب دیده بلازدگان.
خیرالنثار. [ خ َ رُن ْ ن ِ ] ( ع اِ مرکب ) بهترین شاباش. کنایه از جواهر ذیقیمت است:
شاخ جواهرفشان ساخته خیرالنثار.خاقانی.|| آب دیده بلازدگان.
بهترین چیزی که نثار کنند: (( شاخ جواهر فشان ساخته خیر النثار سوسن سوزن نمای دوخته خیرالثیاب. ) ) ( خاقانی )
بهترین شاباش کنایه از جواهر ذیقیمت است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هان النثار ای قوم هان جان مژده خواهید از مهان کاینک سر شروانشهان ایوان نو پرداخته