لغت نامه دهخدا
( خیال آرا ) خیال آرا. [ خ َ / خیا ]( نف مرکب ) آراینده اندیشه. ( ناظم الاطباء ). آنکه اندیشه های خوش و توخالی میپروراند. ( یادداشت مؤلف ).
( خیال آرا ) خیال آرا. [ خ َ / خیا ]( نف مرکب ) آراینده اندیشه. ( ناظم الاطباء ). آنکه اندیشه های خوش و توخالی میپروراند. ( یادداشت مؤلف ).
( خیال آرا ) آراینده اندیشه آنکه اندیشه های خوش و توخالی می پروراند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیال طرهاش در گردن عاشق بود دامی رهایی نیست ممکن از کمند زلف او ما را
💡 پدر که مرقد او باد تا ابد پر نور خیال خود شب دوشین مرا بخواب نمود
💡 در سال ۱۹۵۳ سرفرماندهی عالی ارتش فرانسه در ویتنام تصمیم گرفت به خیال خودش ضربه جانانهای بر مبارزین ویتنامی وارد کند.
💡 عاقبت تا چه شود حال خیالی به رقیب این چنین کآن سگ بدخوبه گدا پیدا شد
💡 نقش این شخصیت خیالی را در مجموعهٔ تلویزیونی بازی تاجوتخت که محصول اچبیاو است، هنرپیشهٔ نروژی کریستوفر هیویو ایفا میکند.
💡 ۱۰۲. فانتزی: نوعی فیلم که رویدادهای آن، گویی در عالم خیال میگذرد و تماشاگر در عین باور کردن فیلم، آن را از عالم واقع جدا میداند.