خوک بندکردن

لغت نامه دهخدا

خوک بندکردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن خوک. || کنایه از محکم بستن و سخت به بند کشیدن:
باتو گر این سگ کند عزم بگرگ آشتی
بازی بز می دهد تا کندت خوک بند.عطار.

فرهنگ فارسی

بستن خوک یا کنایه از محکم بستن و سخت به بند کشیدن.

جمله سازی با خوک بندکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفتند شیر مردان از مرغزار دین وینجا به جز شکالی و خوک و خری نماند

💡 به خیره رائی از خوک خوکتر صد ره به خامکاری از گاو گاوتر بسیار

💡 جیمز تا سن ۱۶ سالگی مشاغل مختلفی از جمله کار در یک مزرعه خوک و همچنین به عنوان متصدی در یک بیمارستان محلی را تجربه کرد.

💡 در ۱۱ آوریل ۲۰۱۴، راویو یک سریال استاپ‌موشن، با نام داستان‌های خوکی را منتشر کرد. این سریال داستان زندگی خوک‌های مینیون را روایت می‌کند.

💡 مال داری لیک روی است و ریا اندر بنه کشت کردی لیک خوک است و ملخ در کشتزار

💡 پرورش گاو و خوک از جمله فعالیت‌های مهم دیگر آن تلقی می‌شود.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز