لغت نامه دهخدا
خوش قشلاق. [ خوَش ْ / خُش ْ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گل تپه فیض اﷲبیکی شهرستان سقز. واقع در 63 هزارگزی شمال خاوری سقز و 3هزارگزی جنوب رودخانه ساروق. کوهستانی و سردسیر با360 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
خوش قشلاق. [ خوَش ْ / خُش ْ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گل تپه فیض اﷲبیکی شهرستان سقز. واقع در 63 هزارگزی شمال خاوری سقز و 3هزارگزی جنوب رودخانه ساروق. کوهستانی و سردسیر با360 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بصیرآباد یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قشلاق بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شدهاست.این روستا ۶۷ نفر جمعیت دارد.
💡 این روستا در دهستان قشلاق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۴۳ نفر (۱۲۳خانوار) بودهاست.
💡 حاجحسنکندی روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان پارسآباد، بخش مرکزی، دهستان قشلاق شمالی قرار دارد.
💡 قشلاق یزیدیکان ۱ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر خوی استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 هداوند. [هََ وَ] (اِخ) از ایلات اطراف تهران، ساوه، زرند و قزوین که مرکب از ۲۵۰۰ خانوار است. ییلاقشان کوههای شمالی البرز و قشلاق آنها چهار بلوک میباشد. افراد ایل چادرنشین هستند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۱۱).
💡 سهرابآباد، روستایی در دهستان قشلاق جنوبی، بخش قشلاق دشت، شهرستان بیله سوار، استان اردبیل در ایران است.