خوش بدهی

لغت نامه دهخدا

خوش بدهی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ِ دِ ]( حامص مرکب ) خوب حسابی. خوب پرداختی. مقابل بدبدهی.

فرهنگ فارسی

خوب حسابی خوب پرداختی

جمله سازی با خوش بدهی

💡 از غیب حصه‌ها را بدهی به مستحقان وز سینه غصه‌ها را رانی و چیز دیگر

💡 داده ای یا رب تو دندان وتو بدهی نیز نان نیست غم اندر زمان او اگر بی نان شدیم

💡 چو مرا می بدهی هیچ مجو شرط ادب مست را حد نزند شرع مرا نیز مزن

💡 تو، ای ساقی، که هر دم می دهی خونابه ای ما را به خسرومی چه می بدهی که خودمست وخراب است این

💡 - حواله: قرارداد مربوط به انتقال طلب یا انتقال بدهی شخص به ثالث

💡 چو رسی به آستانش ز ادب زمین ببوسی ز من ای صبا پیامی بدهی بدو نهانی

قرون وسطی یعنی چه؟
قرون وسطی یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز